مرا بغل کن

دسته بندی : داستانهای کوتاه,

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت:...


برچسب‌ها : ,,,
ادامه مطلب ... نویسنده: bedanid | نسخه قابل چاپ | 8 اردیبهشت 1391 - 10:59 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب