یک داستان زیبا و خواندنی،حتما بخوانید

دسته بندی : داستانهای کوتاه,

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

  داستان كوتاه ,bedanid.samenblog.com

ادامه مطلب ......


برچسب‌ها : ,,,,,,,
ادامه مطلب ... نویسنده: bedanid | نسخه قابل چاپ | 16 خرداد 1391 - 06:01 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب